<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>یا صاحب الزمان</title>
		<link>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://montazerrrr.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>فتوای اشتباه</title>
			<link>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/فتوای-اشتباه</link>
			<pubDate>14:38:00 +0330 چهارشنبه، 22 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>سوده انصاري</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">571859@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;? ماجرای فتوای اشتباه شیخ مفید وعنایت امام عصر(عج)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «چون بچه به دنیا نیامده است تکلیفی برای نجات او نداریم و زن را با همان حمل، دفن کنید.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??پس از چندی آن شخص به همراه فرزند خود خدمت شیخ مفید می رسد تا از ایشان تشکر نماید و ماجرا را برای شیخ نقل می کند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا کرده ام، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;??نقل شده است که در مدت 30 سال، 30 توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ای جان عالمیان به قربانت یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;? منابع:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?امام زمان و شیخ مفید، سید جعفر رفیعی، ص۱۰ .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?&quot;رجال&amp;#8221; علامه بحرالعلوم جلد 3، ص 320، خاتمه مستدرك ص 518، معجم رجال الحدیث جلد 17، ص 23&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://montazerrrr.kowsarblog.ir/فتوای-اشتباه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>? ماجرای فتوای اشتباه شیخ مفید وعنایت امام عصر(عج)</p>

<p>??پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است&#8230;</p>

<p>??شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «چون بچه به دنیا نیامده است تکلیفی برای نجات او نداریم و زن را با همان حمل، دفن کنید.»</p>

<p>??آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.</p>

<p>??پس از چندی آن شخص به همراه فرزند خود خدمت شیخ مفید می رسد تا از ایشان تشکر نماید و ماجرا را برای شیخ نقل می کند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا کرده ام، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.</p>

<p>??تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.</p>

<p>??نقل شده است که در مدت 30 سال، 30 توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد </p>

<p>ای جان عالمیان به قربانت یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)</p>

<p>? منابع:</p>

<p>?امام زمان و شیخ مفید، سید جعفر رفیعی، ص۱۰ .</p>

<p>?"رجال&#8221; علامه بحرالعلوم جلد 3، ص 320، خاتمه مستدرك ص 518، معجم رجال الحدیث جلد 17، ص 23</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://montazerrrr.kowsarblog.ir/فتوای-اشتباه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/فتوای-اشتباه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=571859</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نماز مجنون</title>
			<link>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نماز-مجنون</link>
			<pubDate>12:43:00 +0330 سه شنبه، 21 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>سوده انصاري</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">571194@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/montazerrrr/quick-uploads/57643568957.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;268&quot; height=&quot;267&quot; /&gt;  &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک شبی مجنون نمازش را شکست&lt;br /&gt;بی وضو در کوچه لیلا نشست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عشق آن شب مست مستش کرده بود&lt;br /&gt;فارغ از جام الستش کرده بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سجده ای زد بر لب درگاه او&lt;br /&gt;پر ز لیلا شد دل پر آه او&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفت یا رب از چه خوارم کرده ای&lt;br /&gt;بر صلیب عشق دارم کرده ای&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جام لیلا را به دستم داده ای&lt;br /&gt;وندر این بازی شکستم داده ای&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نشتر عشقش به جانم می زنی&lt;br /&gt;دردم از لیلاست آنم می زنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسته ام زین عشق، دل خونم مکن&lt;br /&gt;من که مجنونم تو مجنونم مکن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرد این بازیچه دیگر نیستم&lt;br /&gt;این تو و لیلای تو … من نیستم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفت: ای دیوانه لیلایت منم&lt;br /&gt;در رگ پیدا و پنهانت منم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سال ها با جور لیلا ساختی&lt;br /&gt;من کنارت بودم و نشناختی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عشق لیلا در دلت انداختم&lt;br /&gt;صد قمار عشق یک جا باختم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کردمت آوارهء صحرا نشد&lt;br /&gt;گفتم عاقل می شوی اما نشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوختم در حسرت یک یا ربت&lt;br /&gt;غیر لیلا بر نیامد از لبت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روز و شب او را صدا کردی ولی&lt;br /&gt;دیدم امشب با منی گفتم بلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مطمئن بودم به من سرمیزنی&lt;br /&gt;در حریم خانه ام در میزنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال این لیلا که خوارت کرده بود&lt;br /&gt;درس عشقش بیقرارت کرده بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرد راهش باش تا شاهت کنم&lt;br /&gt;صد چو لیلا کشته در راهت کنم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نماز-مجنون&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> <img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/montazerrrr/quick-uploads/57643568957.jpg" alt="" width="268" height="267" />  </p>
<p>یک شبی مجنون نمازش را شکست<br />بی وضو در کوچه لیلا نشست</p>
<p>عشق آن شب مست مستش کرده بود<br />فارغ از جام الستش کرده بود</p>
<p>سجده ای زد بر لب درگاه او<br />پر ز لیلا شد دل پر آه او</p>
<p>گفت یا رب از چه خوارم کرده ای<br />بر صلیب عشق دارم کرده ای</p>
<p>جام لیلا را به دستم داده ای<br />وندر این بازی شکستم داده ای</p>
<p>نشتر عشقش به جانم می زنی<br />دردم از لیلاست آنم می زنی</p>
<p>خسته ام زین عشق، دل خونم مکن<br />من که مجنونم تو مجنونم مکن</p>
<p>مرد این بازیچه دیگر نیستم<br />این تو و لیلای تو … من نیستم</p>
<p>گفت: ای دیوانه لیلایت منم<br />در رگ پیدا و پنهانت منم</p>
<p>سال ها با جور لیلا ساختی<br />من کنارت بودم و نشناختی</p>
<p>عشق لیلا در دلت انداختم<br />صد قمار عشق یک جا باختم</p>
<p>کردمت آوارهء صحرا نشد<br />گفتم عاقل می شوی اما نشد</p>
<p>سوختم در حسرت یک یا ربت<br />غیر لیلا بر نیامد از لبت</p>
<p>روز و شب او را صدا کردی ولی<br />دیدم امشب با منی گفتم بلی</p>
<p>مطمئن بودم به من سرمیزنی<br />در حریم خانه ام در میزنی</p>
<p>حال این لیلا که خوارت کرده بود<br />درس عشقش بیقرارت کرده بود</p>
<p>مرد راهش باش تا شاهت کنم<br />صد چو لیلا کشته در راهت کنم</p>
<p><br /> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نماز-مجنون">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نماز-مجنون#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=571194</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نهج البلاغه</title>
			<link>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نهج</link>
			<pubDate>15:58:00 +0330 دوشنبه، 20 آذر 1396</pubDate>			<dc:creator>سوده انصاري</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">570713@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?نهج البلاغه: گزیده ای از حکمت ۳۴۹?&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;❣امیرالمومنین:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?كسى كه زياد سخن مى گويد: زياد هم اشتباه دارد، و هر كس كه بسيار اشتباه كرد، شرم وحياء او اندك است ، و آن كه شرم او اندك ، پرهيزكارى او نيز اندك خواهد بود، و كسى كه پرهيزكارى او اندك است دلش مرده، و ان كه دلش مرده باشد، در آتش جهنم سقوط خواهد كرد. و هر كس بداند كه گفتار او نيز از اعمال او به حساب مى آيد جز به ضرورت سخن نگويد.?&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نهج&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>?نهج البلاغه: گزیده ای از حکمت ۳۴۹?</p>
<p> </p>
<p>❣امیرالمومنین:</p>
<p>?كسى كه زياد سخن مى گويد: زياد هم اشتباه دارد، و هر كس كه بسيار اشتباه كرد، شرم وحياء او اندك است ، و آن كه شرم او اندك ، پرهيزكارى او نيز اندك خواهد بود، و كسى كه پرهيزكارى او اندك است دلش مرده، و ان كه دلش مرده باشد، در آتش جهنم سقوط خواهد كرد. و هر كس بداند كه گفتار او نيز از اعمال او به حساب مى آيد جز به ضرورت سخن نگويد.?</p>
<p> </p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نهج">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/نهج#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://montazerrrr.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=570713</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
